تبليغاتX
خط به خط

روزنامه‌ي اعتماد ملي در روز سه شنبه ۲۵ فروردين ۱۳۸۸، در صفحه‌ي 17 شماره‌ي 893 (متاسفانه اين شماره در سايت روزنامه موجود نيست)، در حاشيه‌ي پاسخ «ده‌نمكي» به ادعايي مبني بر سرقت ادبي اخراجي‌ها، ستون كوتاهي را هم به ماجراي سال گذشته‌ي من و ميركريمي اختصاص داده است. من ابتدا كل اين مطلب كوتاه را در اين‌جا مي‌آورم و بعد مي‌گويم چه اتفاقي افتاد كه شكايت نكردم و پي كار را نگرفتم.
ابتدا مطلب «اعتماد ملي» كه ظاهراً به قلم «عليرضا كيواني‌نژاد» است:

 به همين سادگي تبرئه شد!
«به همين سادگي» كه اكران شد، نويسنده‌اي رضا ميركريمي، كارگردان فيلم را، متهم كرد كه از داستان او استفاده كرده بي‌آن‌كه ذكر منبع كرده باشد. ميركريمي البته در پاسخ به ادعاي علي‌اصغر عزتي پاك، نويسنده‌‌ي كتاب (منظورش احتمالاً داستان است) «پرده‌ي قرمز» گفت: «ادعاهايي كه نويسنده‌ي قصه‌ي پرده‌ي قرمز در مورد استفاده‌ي ما از قصه‌ي وي مطرح كرده، فقط موجب آشنايي من با وي از طريق خبرها شده و من به اين فرد مي‌گويم گرچه از آشنايي با ايشان خوشحال هستم اما به علت وقت كم و تعداد زياد كتاب‌ها و فيلم‌نامه‌هايي كه در نوبت مطالعه دارم، قول نمي‌دهم به اين زودي‌ها بتوانم كتابش را بخوانم.» شادمهر راستين نويسنده‌ي فيلم‌نامه هم گفته بود: «من از اين قضيه هيچ اطلاعي ندارم و اين موضوع را تازه از زبان شما مي‌شنوم. با اين وجود اگر هم كسي ادعايي در اين زمينه دارد يا شكايتي از من دارد، بايد اين موضوع را به جاي رسانه‌اي كردن، به «خانه‌ي سينما» ارجاع دهد تا شوراي داوري خانه‌ي سينما به اين موضوع رسيدگي كند» اين مسأله ديگر از سوي نويسنده‌ي ياد شده دنبال نشد!

اما چه اتفاقي افتاد كه من از دنبال كردن مسأله منصرف شدم؟ فكر مي‌كنم بهتر است مطلبي را كه سال گذشته، پس از تصميم به عدم پي‌گيري ماجرا، به همان پست «و به همين سادگي!» اضافه كردم، در اين‌جا بياورم تا اصل ماجرا روشن شود. (اين مطلب به دليل اين‌كه پس از فروكش كردن تب ماجرا به آن پست اضافه شد، كم‌تر ديده شد):

 به خاطر اين رفتار غير اخلاقي و متكبرانه‌ي كارگردان فيلم سينمايي "به همين سادگي" و اين‌كه در شأن خود نمي‌ديدم با چنين آدمي رويارو شوم، از پي‌گيري شكايت خود منصرف شدم. اميدوارم روزي روزگاري برسد، در اين ملك، كه آدم‌هاي مشهور در برابر ادعاهاي به حق ناچار به پاسخ‌گويي باشند نه ُدرافشاني‌هايي از اين دست!

با اين توضيح به نظرم همه‌چيز روشن است؛ حال حضرات هر جور كه دوست دارند مي‌توانند درباره‌ي اين ماجرا حكم كنند؛ خواه تبرئه باشد خواه هر چيز ديگر! 

مرتبط:
بازنگري يك دعواي قديمي:روزنامه‌ي كارگزاران
به همين قرمزي: سايت لوح
شكايت كنيد تا مشهور شويد!: دنياي اقتصاد 
كلامي با رضاميركريمي: ايمايان

  

+ نوشته شده در شنبه 29 فروردین1388ساعت توسط |